سلام بر زینب

امام پیشوای سیاسی و الگوی ایمانی

بسم الله الرحمن الرحیم

 


امام؛ پیشوای سیاسی و الگوی ایمانی
در تاریخ چهارشنبه 1 آبان 1392 مقاله ای با عنوان «امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟» از دکتر علی اصغر غروی در روزنامه ی بهار منتشر شد که قضاوتهای شدیدی در پی داشت. ایشان در آن مقاله در پی این است که آخرین کلمات پیامبری که با بسته شدن لب های او مساوی با خاموش شدن آخرین نداهای آسمان در هدایت بشر است، باید آخرین وصایای او در ماجرای غدیر کاوشی جدی و عمیق درپی داشته باشد. ایشان در شروع به این کاوش با آیه ی امامت حضرت ابراهیم علیه السلام (124 سوره ی بقره) آغاز می کند و سپس در جواب این سؤال که آیا مراد از این امامت در این آیه، پیشوائی سیاسی جامعه است؟ به سراغ آیه ی إکمال دین می رود. ایشان در مقاله ی خود در ضمن بندهای هشتگانه به این نتیجه می رسد که «مراد از اتمام نعمت در آیه ی مذکور، نه حکومت و پیشوایی دنیوی، بلکه اتمام بعثت نبی، نزول، دریافت و ابلاغ بدون کاستی و نقصان قرآن است. همین قرآن کامل و تمام است که قادر است امام و پیشوای امت واقع شود. این دُرُست همان چیزی است که درباره ابراهیم واقع شد. ابراهیم به مقام امامت نائل شده و اسوه ملت شد، چون نعمت بر او تمام شد. برای مسلمانان نیز به همین سان، از طریق بعثت رسول و با ابلاغ وحی و شکل‌گیری کامل قرآن، نعمت تمام شده است و اکنون باید مسلمانان به کتاب خدا و عمل رسولشان اقتدا کنند تا در اندیشه و عمل، شاهد و الگوی سایر امم باشند.» و نتیجه گیری می کند که «نتیجه آن‌که جزو وظایف رسولان الهی، از جمله پیامبر اسلام، تعیین جانشین یا خلیفه، که اصطلاحا نصب می‌گویند، برای تشکیل حکومت و اداره امور دنیای مردم نبوده است.» و در کلّ پیام غدیر را چنین می بیند: «پس پیام غدیر از سوی رسول آزادی و رهایی و عدل، معرفی ولی و امام مردم است تا قیام قیامت، نه تعیین و نصب حاکم سیاسی برای مدتی کوتاه.»
اینجانب با توجه به این که مطالب گفته شده در مقاله برخلاف اصول و مسلّمات شیعه بود، تصمیم به پاسخ دادن و نقد آن مقاله گرفتم. ضمن اینکه اینجانب روش برخورد با این مقاله را (همچون بسیاری از برخوردهای دیگر) غیر صحیح می دانم و آن را در «اخلاق نقد عادلانه» تذکار می دهم، همه برادران را به رعایت حال همدیگر (که حداقل آن هم نوعی است) توصیه می نمایم. قرآن می فرماید:
وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَينَكَ وَبَينَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِي حَمِيمٌ (فصلت/34)

هرگز نيکي و بدي يکسان نيست؛ بدي را با نيکي دفع کن، ناگاه (خواهي ديد) همان کس که ميان تو و او دشمني است، گويي دوستي گرم و صميمي است!   

این مقاله را می توانید از اینجا دانلود کنید 

عشق و نفرت به علی ذاتی است