فداک فدک فؤادی


سی ام آبان برابر با ۱۴ ذی الحجة سالگرد بخشش فدک به سیدة نساء العالمین حضرت فاطمه ی زهرا صلوات الله و سلامه علیها بعدد ما احاط به علم الله، توسط حضرت رسول الله علیه و علی آله آلاف صلوات الله.

فداک فدک فؤادی یا سیدتی (قلمرو قلبم برای تو)

کلیک کنید: منطقه تاريخي فدک

سلام آقای خوبم

آقا سلام، سلام آقا، سلام آقای خوبی

خورشید من کی می رسی جمعه شبی غروبی؟

ی عالمه پیر و جوون، چشم به راهت نشستن

ی دنیا عاشق همه شون، منتظر تو هستن

 

 

قربانی نفس در عید قربان

نفس بعضی ها اسماعیل آنهاست

نفس بعضی گوسفندشان

نفس بعضی گرگشان

هر سه را باید سر برید.

در مصاف رویارو شدن با خدا باید فقط (مهر خدائی) یا (خدائی مهری) در دل داشت.

پیشاپیش عید قربان را خدمت تمامی دوستان تبریک می گم

معرفت عرفه

 

سلام بر دوستان گرامی و عزیز

اعمال شب و روز عرفه یادتون نره.

روزه ی روز عرفه و خواندن ترجمه ی دعای عرفه

معرفت آفرین است.

فرازهائی از دعای معرفت آفرین عرفه ی امام حسین علیه الصلاة و السلام :

خداوندا، تو را به نور جمالت كه بر زمين و آسمانها تابيده‏است

و پرده‏هاى تاريكى را برانداخته و كار گذشتگان و آيندگان راصلاح

بخشيده است، سوگند مى‏دهم و از تو مى‏طلبم

كه در آن حال كه‏بر من خشم گرفته‏اى، مرا نميرانى

و قهر خود را بر من نازل‏نگردانى كه تو مى‏توانى قهر و عتاب

 را رها كنى و به لطف بازآيى‏و از من خشنود شوى!....


اى مولاى من، تويى كه نعمت دادى، تويى كه احسان كردى،

تويى كه‏به نيكى رفتار نمودى، تويى كه كرامت فرمودى،

تويى كه فضيلت‏بخشيدى، تويى كه فضل خود را به اتمام رسانيدى،

تويى كه روزى‏عطا فرمودى، تويى كه كرم كردى، تويى كه توانمندم ساختى،

 تويى‏كه سرمايه‏ام دادى، تويى كه پناه دادى، تويى كه كفايت كردى،

تويى كه هدايت كردى، تويى كه از گناه بازداشتى،

تويى كه گناهان‏را پوشيدى، تويى كه گناهان را بخشيدى،

تويى كه عذر پذيرفتى،...


اما من اى خدايم،... منم‏كه گناه كردم، منم كه خطا نمودم،

منم كه نادانى كردم، منم كه‏به سوى گناه شتافتم، منم كه اشتباه كردم،

منم كه به غير تواعتماد كردم، منم كه در عين دانايى گناه كردم،

منم كه وعده‏هادادم، منم كه وفا ننمودم، منم كه پيمان شكستم،

منم كه به جرم‏خود اقرار كردم....

 

هدیه

این عکس حرم حضرت معصومه است از پشت دیوار صحن امام جواد علیهم الصلاة و السلام

امروز صبح هنگام رفتن سر درس گرفتم.

من که فکر می کنم خیلی زیباست.

شفاعت

 

قال الباقر علیه الصلاة و السلام:

کسی که نماز را سبک بشمارد به شفاعت ما نمی رسد.

تعریف شفاعت: شفاعت یعنی پیوند با کسی برای رساندن او به نفعی یا دور کردن او از ضرری

انواع شفاعت:

1)       شفاعت در دنیا: مثلا کسی واسطه می شود تا مشکل شخصی در نزد فردی حل شود. پارتی یک نوع شفاعت است (البته از معنای ظلم باید تجرید شود). پیامبر و امامان و اولیاء الله در حیات و پس از حیاتشان می توانند دنیویان را شفاعت کنند.

2)      شفاعت پس از دنیا: شفاعت بعد از این دنیا انواعی دارد که عبارتند از:

                            الف) در برزخ: واسطه در بخشیده شدن مؤمن گناهکار در نزد خدا توسط اولیاء الله (من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین)

                            ب) در قیامت: شفاعت در قیامت انواعی دارد که عبارتند از:

1-     از جهنّم: مخصوص مؤمن گناهکار است که باعث می شود به جهنم نرود.

2-     در جهنّم: مخصوص مسلمان گناهکاری است که به جهنم رفته است و باعث می شود از جهنم نجات یابد.

3-     در بهشت: مخصوص مؤمنانی است که در بهشتند و باعث می شود به مقامات بالاتری از بهشت نائل شوند. در این جاست که مقام شفاعت کبرای حضرت فاطمه صلوات الله و سلامه علیها بر همگان روشن می شود. در زیارت حضرت معصومه هم می خوانیم: ای فاطمه! مرا در بهشت شفاعت کن!

اینکه حضرت امام باقر علیه الصلاة و السلام فرمودند که به شفاعت ما نمی رسد کسی که نماز را سبک شمارد،

1-     احتمال دارد منظور حضرتشان شفاعت در بهشت باشد.

2-     احتمال دارد منظورشان این باشد که او به شفاعت نمی رسد، (زیرا رسیدن به شفاعت مقام مهمی است) اما ممکن است که شفاعت به او برسد (که مخصوص افراد بسیار گرفتار است)

3-     .....

 

 

 

 

ساده باشیم...

 

هوا گرفته بود. داشت باران می بارید. کودکی گفت: خدایا گریه نکن! درست می شه!

----------------------

ساده باشیم

چه در باجه ی یک بانک

چه در زیر درخت (سهراب)

(روایت از معصوم): اکثر اهل الجنة البُله

اکثر بهشتیان کسانی هستند که نمی دانند گناه چیست.

جلوه كن!

 

چيست اين دلشوره هاي بيکران           پشت کاشي هاي سبز جمکران؟
کشتي اميد در گل تا به کي                  بانگ اللهم عجل تا به کي؟
تا به کي از داغ هجران تو صبر         جلوه کن اي آفتاب پشت ابر!

امشب رفته بوديم جمكران. جاي همه ي دوستان وبلاگي خالي. براي همه تون دعا كردم، اگه قبول بشه كه حتما قبول مي شه ...

اين عكس هم با موبايل خودم گرفتم. اسفند دود كنيد برام ي وقت چش نخورم.!

جواب به یکی از دوستان (مربوط به دو پست قبل، قمر در عقرب)

برادران تازه وارد دو پست قبل را ببینند

سلام برادر عزيز
1- آنچه بعضی تقويم هاي نجومي نوشته اند همان که اينجانب در متن نوشتم که مصادف مي شود با روز ازدواج آن دو نيّر اعظم.
2- آنچه خودتان در آن پستتان براي آبان 1389 حساب کرده ايد نيز به همين روز برخورد مي کند
3- قمر در عقرب حداکثر بيش از 2 و نيم روز ( بقول خودتان: حدود 2 روز و 10 ساعت و 48 دقیقه ) طول نمي کشد، چنانکه خودتان هم نوشته ايد، اما محاسبه تان براي آبان ماه 1389 چنين است:
از ساعت 9:48 دقيقه روز 14 آبان تا ساعت 13:13 دقيقه روز 18 آبان
يعني جمعاً 4 روز و 3 ساعت و 25 دقيقه که چيز عجيبي است. مگر اينکه محاسبات شما به معناي واقع شدن قمر در مجموع برج عقرب و صورت فلکي عقرب باشد که بقول خودتان جنبه ي احتياطي دارد
4- مبنای محاسبه ی اینجانب تقویم نجومی به استخراج جناب حسین جانقربانی بود که در متن ذکر شد. جناب مصباح زاده قمر در عقرب (در برج عقرب) آبان 89 را از ظهر 14 آبان تا بعد از ظهر 16 آبان می داند. تقویم دیگری هم که در اختیار دارم از ساعت 9:46 روز 14 آبان تا ساعت 11:58 روز 16 آبان نوشته است!!!
بنابراین معیارها دقیق نیستند. لااقل در این دو محاسبه ی اخیر ازدواج آن دو بزرگوار در قمر در عقرب (در برج عقرب) واقع نشده است.
5- آنچه شما نوشته اید که وقوع قمر در عقرب (برج یا صورت) در هر سال قمری فرق می کند نیاز به اثبات دارد.

دوستان عزیز می توانید نظراتتان را درج کنید تا در پست آورده شود.

نظر بر زیبای خفته

بسم الله الرحمن الرحیم
عاشق و معشوق چون به همدیگر نگاه کنند و رؤیت، چهره به چهره رو به رو باشد، لذت نظر بازی بین آن دو تقسیم شود و هرکدام سهمی از لذت برند. اما چون یکی به خواب رود، تمام لذت را از این نظر بازی، دیگری برد. بنابراین نگاه به معشوق خفته لذت بخش تر بود تا به معشوق بیدار، چون چشمان معشوق برق عاشقانه ی نگاه را منعکس نکند و هر چه لذت باشد سهم عاشق شود.

قران شمس و قمر یا قمر در عقرب؟!

بسم الله الرحمن الرحيم

قران شمس و قمر عالم خلقت حضرت اميرالمؤمنين و حضرت فاطمه سيده ي نساء عالمين عليهما و علي آلهما آلاف الصلاة و السلام بعدد ما أحاط به علم الله مبارکباد

 این ازدواج در اول ماه ذي الحجة واقع شده است.

مطلبي كه براي اينجانب باعث شگفتي است اين است كه اين ازدواج از نظر نجوم در حالت قمر در عقرب واقع شده است.

اين در حالي است كه روايت داريم كه: هر كسي كه سفر كند يا ازدواج نمايد در حالي كه قمر در عقرب باشد، خير نمي بيند. (1)

راه حل چيست؟

راه حل هاي اينجانب:

1-   احكام نجوم عموماً و قمر در عقرب خصوصاً خرافات است. آنچه از قمر در عقرب در روايات آمده معناي ديگري دارد كه بايد به لحاظ مورد، معنا كرد؛ چنانكه به امام علي عليه الصلاة و السلام عرض كردند كه با خوارج جنگ نكن زيرا قمر در عقرب است. فرمود: قمر ما در عقرب است يا قمر آنها؟

2-   چون روايت صحيحه است پس معلوم است كه آن زمان قمر در عقرب نبوده است يا اينكه تاريخ ازدواج آن دو بزرگوار در اين روز صحيح نيست.

3-   نحس بودن ايام با توجه به مسائل خارجي و اتفاقات واقع شده در آنهاست. حتي اگر قمر در عقرب باشد اما اگر حادثه ي مباركي در آن روز واقع شود، نحس بودن آن روز به سعد و نيكي تبديل مي شود. چنانكه بنابه فرمايش امام صادق عليه الصلاة و السلام خلقت حضرت آدم (اول ذي الحجه) اتفاق افتاده و اين روز براي انجام اموري مانند ازدواج خوب است.

4-   اگر چه تقويم نجومي با استخراج جناب حسين جانقرباني از خانه ي نجوم و ژئوفيزيك شهرضا اول و دوم ذي حجه را قمر در عقرب اعلام كرده ولي بعضي تقويم هاي ديگر يازدهم تا سيزدهم آذر (مطابق با 25 تا 27 ذي حجه) را قمر در عقرب اعلام كرده اند. همچنين نرم افزار هفت آسمان اول ذي الحجه را قمر در عقرب اعلام نكرده است.

5-   ممكن است كه قمر در عقرب بوده اما بوسيله ي صدقه دادن يا توكل و مسائلي از اين قبيل شوم بودن آن لحظات را دفع كرده اند چنانكه در مورد صدقه دادن در ساعات نحس و انجام دادن كار مورد نظر روايت داريم.

6-   ... (نظر شما)...، (درج خواهد شد)

نظر یکی از مخاطبین محترم:

سلام
شما تصور کرده‌اید که اگر در تقویم امسال، اول ذی‌الحجه قمر در عقرب بوده پس هر سال همین است در حالی که این تصور صحیح نیست.
ما چه ازدواج آن دو بزرگوار را اول ذی‌الحجه سال 2 هجرت بگیریم و چه طبق روایت دیگر 6 ذی‌الحجه سال 2 هجرت (که من برام مقبول‌تره) در هر دو صورت، قمر در عقرب نیست.
وضعیت موقعیت قمر در 1 ذی‌الحجه سال 2 هجرت: سرطان و جوزاء
وضعیت موقعیت قمر در 6 ذی‌الحجه سال 2 هجرت: اسد و سنبله

------------------------------------------------

(1)   عِدَّةٌ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ سَافَرَ أَوْ تَزَوَّجَ وَ الْقَمَرُ فِي الْعَقْرَبِ لَمْ يَرَ الْحُسْنَى (كافي جلد 8 صفحمِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِيهِ ه ي 276).

اين روايت به نظر بعضي علماء بزرگوار، بخاطر مجهول بودن ابراهيم بن محمد بن حُمران، ضعيف است، (ن. ك. به نرم افزار دراية النور، همين روايت)، ولی به نظر اینجانب، بخاطر امامي بودن ابراهيم بن محمد بن حُمران، صحيحه است.

السلام علیک یا محمد بن علی التقی الجواد


  شهادت حضرت امام جواد علیه الصلاة و السلام تسلیت باد

 

قال الامام محمد تقی الجواد علیه السلام: توسد الصبر و اعتنق الفقر و ارفض الشهوات و خالف الهوی، و اعلم أنک لن تخلو من عین الله فانظر کیف تکون صبر را بالش کن! و فقر را در آغوش گیر! و شهوات را به دور انداز! و با هوای نفس مخالفت کن! و بدان که در برابر دیده خدایی، پس بنگر که چگونه‏ای؟    تحف العقول، ص 478

امام جواد علیه السلام می فرماید: کسی که به سخن گوینده ای توجّه کند، خود را بنده ی او ساخته است؛ حال اگر سخن درباره ی خدا باشد، خدا را پرستیده است، و چنانچه گفتارش شیطانی باشد، ابلیس را پرستیده است.(تحف العقول ص ۴۵۶ )

از علامه طباطبایی نقل شده است که می گفت:
هر وقت تو حل مسئله ای با مشکل مواجه می شوم خدا را هفت بار به نام امام جواد قسم می دهم مشکلم حل می شود.
منبع: http://www.emamreza20.blogfa.com/

شما در جلسه شرکت می کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم
اوائل طلبگی، تصمیم گرفتم که هر چه روایت می شنوم تا حد امکان به آن عمل کنم. و به توصیه های اخلاقی اساتید اهمیت دهم.
گاهی هم با یکی از دوستانم بنام علیرضا (مدیر محترم وبلاگ اباصالحه که یکی از لینکهام است) کتاب سنن النبی صلی الله علیه و آله وسلم از علامه طباطبائی رحمة الله علیه را می گرفتیم و به صورت باز کردن قرآن برای استخاره، آن را باز می کردیم و هر حدیثی که آمد به آن عمل می کردیم (البته منهای ازدواج، آن هم بخاطر آمادگی نداشتن در اوائل طلبگی).
یک روز به حجره ی یکی از دوستان رفتم و او با احترام از من پذیرائی کرد. در حجره اش این عکسی که می بینید زده بود.

من نشسته بودم که خودش شروع کرد به غیبت کردن یکی از دوستان.
من بلند شدم و گفتم خداحافظ.
او چون به من خیلی اهمیت می داد، رفتن غیر منتظره ی من او را شرمگین کرد.
نمی دانست چه بگوید. فهمیده بود برای چه من بلند شده ام.
نگاهی به عکسی که در حجره اش زده بود کرد و به من گفت:
آقا محمد! شما در جلسه شرکت نمی کنید؟
من گفتم: نه آقا من می خوام برم. خداحافظ!
(ما چقدر به گفته های خود عمل می کنیم؟) 

گنجشک ماده

بسم الله الرحمن الرحیم

گنجشکک اشی مشی

لب بوم ما بشین

بارون می آد خیس می شی

برف می آد کوله می شی

بعد از نماز صبح بعد از خواندن دعای عهد خوابیدم، خواب دیدم که یک گنجشکی ماده ای را در حال پرواز گرفتم. چند قدم اون ور تر از دستم در رفت. ی دور زد اما دوباره تو هوا گرفتمش. گفتم این گنجشک ماده است. و سپس بوسیدمش.

تعبیرش چندان برام سخت نبود، اما...

از خواب بلند شدم و رفتم نون سنگکی دو تا نون گرفتم. کنار نونوائی ی گنجشک ماده دیدم که گرسنه است. ی تیکه نون سنگک انداختم جلوش. رفت که بخوره.

حس بچگی ام به من گفت: بگیرش!

دستم را جلو بردم و تا می خواست پرواز کنه سریع گرفتمش. سردش بود و گرسنه. دو تا نون سنگک و دو تا شیر تو دستم بود. اینا باعث شد که گنجشک ماده از دستم در بره. اما وقتی پرواز کرد ی چیزی به من گفت:

«عوض شدی محمد! مرفه بی درد شدی. درد ما را دیگه حس نمی کنی. یادت می آد سالهای اول طلبگی؟ زمستون که می شد، ما نمی تونستیم دون و غذا پیدا کنیم. گاهی هم برف می بارید و زندگی سخت تر می گذشت. تو می رفتی کنار حرم حضرت معصومه سلام الله علیها گندم می خریدی بعد می اومدی برای ما رو برفا گندم می ریختی. ما می خوردیم و سیر می شدیم و ...»

از غفلت در اومدم. یادش بخیر اون روزا. چقد آدم بودم. حجره های حوزه واقعا به دل ما نورانیت داده بود.

الان یا در غفلتم و یا در تغافل.  (غفلت یعنی غافل بودن ـ تغافل یعنی خود را به غفلت زدن)

سوره ی قصص آیه ی 15 : وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ. (او در حال غفلت وارد شهر شد)

نتیجه: حتی گنجشکها را فراموش نکنیم.

 

ای کاش «محمد»، «علی» بود

بسم الله الرحمن الرحیم

ای کاش «محمد»، «علی» بود

امشب رفتیم جمکران. جاتون خالی. من با علی آقا (بچه ی هفت ساله ی بابا) رفتیم داخل مسجد. من در حال خواندن نماز بودم که علی آقا با ی دختر هم سن و سال خودش گرم صحبت شد. نماز امام زمان که می دونید چجور خونده می شه: دو رکعته. در سوره ی حمد آیه ی «ایاک نعبد و ایاک نستعین» صد بار باید تکرار کنی. بعد ادامه ی سوره ی حمد می خونی بعد هم سوره ی «قل هو الله احد» می خونی. رکعت دوم هم همین جور. چقد آسون بود. ی چیزی موند. ذکر رکوع و سجود باید هفت بار گفته بشه. همین!

خب، القصه،

من تو نماز بودم اما دلم هزار جا بود. بقول مولوی در دیوان شمس:

از این نماز غرض آن بود که من با تو

حدیث درد فراق تو با تو بگذارم

وگرنه این چه نمازی بود که من بی تو

نشسته روی به محراب و دل به بازارم

اما علی با تمرکز با اون دختر کوچولو گرم صحبت بود.

من: ایاک نعبد و ایاک نستعین (فکرم: ای بابا پام درد گرفت. صد تا باید بگم؟! کاش تخفیف می دادن!)

علی: خوبی؟ اسمت چیه؟ این باباته؟......

من: سبحان ربی العظیم وبحمده (فکرم: مهم دل آدمه. چرا حالا هفت بار؟!)

علی: خونه تون کجاست؟.......

من: سبحان ربی الأعلی و بحمده (فکرم: خدایا اثر مهر تو پیشونیم دراومد. تازه پیشونیم ی جوش زده بود فکر کنم ترکید)

علی: من اسمم علیه. تازه رفتم کلاس اول. تو مدرسه می ری؟ چه خوب! چه اسم قشنگی! این موبایل بابامه. سه تا بازی داره. فوتبالم داره ها. دوست داری؟.....

من: السلام علیکم و رحمة الله و برکاته (فکرم: هوه! نزدیک بود قبض روح بشم!)

علی: این عروسکه بابات برات خریده؟......

یادم رفت بگم. سلام نماز که دادی. یک بار لا اله الا الله می گی. بعدش تسبیحات حضرت فاطمه صلوات الله و سلامه علیها می خونی. بعدش می ری سجده و تو سجده صد بار صلوات می فرستی.

در مفاتیح نوشته که امام زمان علیه الصلاة و السلام فرموده است: هر که این دو رکعت را بخواند مانند اینکه در خانه ی خدا نماز خوانده است.

من در سجده: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم (فکرم: کمرم شکست خدایا!)

علی: بیا ی بازی کنیم. نو بیار کباب ببر خوبه. بزن!

علی اول بازیش بود که بابای مزاحم سر از سجده برداشت و زود بلند شد که از مسجد بره بیرون. تو این دو رکعت نماز نیم ساعته، فکرش همه جا بود جز تو مسجد جمکران. فکر همه چی بود به جز فکر نماز.

اما علی فقط ی جا بود. تو مسجد جمکران و روبروی اون دختر و در حال حرف زدن و بازی کردن با او.

من گفتم علی آقا پاشو بریم.

علی بعد از این همه حرف و بازی فقط گفت: خداحافظ. اون دختره هم فقط گفت خداحافظ.

همین!

 ای کاش برای دل کندن از دنیا و مظاهر دنیا، «محمد» مانند «علی» بود.

دوستان عزیز! عاقبت بخیری بهترین سعادت انسان و عاقبت به شر شدن بدترین شقاوت انسان است.

رازی عجیب برایتان بگویم.

اگر دنیا و مظاهر دنیا در دل انسان شیرین شود. در هنگام مرگ که انسان متوجه می شود باید بگذارد و برود، فکر می کند که خدا باعث جدائی او از این دلبستگی هایش است. آنگاه با بغض به خدا می میرد و عاقبت به شر می شود. کسی نمی داند ولی او عاقبت به شر می شود!!! وای!

مثلا اگر علی عاشق اون دختر می شد، وقتی من بهش می گفتم پاشو بریم، ناراحت می شد و گریه می کرد و با من قهر می کرد و با دلی پر از کینه نسبت به من از اون دختر جدا می شد.

دقت کنید تا عمق مطلب را بدانید.

ای کاش «محمد»، «علی» بود!

گریه ی مرد

چه فاجعه ای است

وقتی یک مرد بگرید! ( مرحوم دکتر علی شریعتی)

خون سید مظلوم مهر پیروزی انقلاب

نشسته بودند با خانم تلویزیون تماشا می‏کردند.
پرسید: «خانم، چرا اوقاتتان تلخ است؟»
خانم گفت: «امسال هم تلویزیون از مصطفی صحبت نکرد.»
شب سالگرد آقا سید مصطفی بود.
آقا جواب داد: «به صحبت این‏ها چه کار داری؟ دعا کن جایش خوب باشد.»

بیشتر بخوانید در: ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

رواج موج برهنگی زنان

با رواج موج برهنگی زنان، عشقها حيوانی می گردند و عشق حیوانی، رقیب را از پای در می آورد. همچنانکه ( و یا دلخراش تـر از آنگونه که ) یک گرگ برّه ای را پاره میکند، انسان ها با انگیزه ی عشق به جان هم می افتند.
هابیل ها کشته می شوند، خون ها ریخته می شود. و فرشتگان سر از سجده مدام به آدم بر می دارند و به خداوند حکیم عرض می کنند: « آیا کسی را در زمین جانشینِ خود قرار می دهی که در آن فساد کند و خون ها بریزد؟» ( آیه 30 سوره بقره )
شاید آن فاجعه ی عظیم، با یک عشوه از آن سو و یا یک تلفن زدن از این سو باشد. اما میان این دو سو، سوت شیطان است که به شادی و مستی بلند است.

نتیجه ی آن، ننگِ جسدِ بی جانِ هابیل است که در دامان قابیل می ماند. این عشق چون زائیده عقل و زاینده کمال نیست، ذکاوتِ عقل بشری را به سفاهت می کشاند. تا آنجا که حتی نمی داند با یک جسد چه کار کند...

آنگــاه زاغــچه ای معلّم او می گردد. او، که بايد معلّم فرشتگان باشد...!!!