گرمای جهانی؛ راست یا دروغ

بسم الله الرحمن الرحیم
                                     دروغ بزرگ گرم شدن جهانی

                                                ترجمه از : محمد


1- تأثیرات گازهای گلخانه ای یک مسأله ای طبیعی است و یک پدیده ی ارزشمندی است، بدون اینکه زمین به مکان غیر قابل سکونتی تبدیل کند.

2- گاز CO2 یک گاز مهم و عمده در تأثیرات گلخانه ای نیست. 95 درصد از سهم گلخانه ای ناشی از تبخیر آب است.

3- سهم مردم در افزایش گازهای گلخانه ای نسبتاً ناچیز است. ما باعث و علت گرم شدن اخیر جهانی نبوده ایم و ما نمی توانیم آن را متوقف کنیم.

4- محرک اصلی تغییرات آب و هوائی، فعالیتهای خورشیدی همراه با جریانهای پیچیده ی آقیانوسی که گرما را توزیع می کنند و سیستم آب و هوائی محلی را کنترل می نمایند، می باشند.


5- CO2  یک گاز مفید ناچیزی در اتمسفر است، و در حقیقت گیاهان با داشتن زیاد آن سود می برند، زیرا این گاز محرک گرمای جهانی نیست و می تواند به غنی سازی پوشش گیاهی و به ثمردهیِ بهتر محصولات برای غذادادن به جمعیت وسیع جهان کمک کند.

6- هیچ چیز غیر معمولی در آب و هوای امروز جهان اتفاق نیفتاده است. این چیزی که اتفاق افتاده (گرم شدن جهان و ...) در حقیقت چندین بار در گذشته اتفاق افتاده و بارها در آینده اتفاق خواهد افتاد.

7- هیأت میان دولتیِ بررسی تغییرات آب و هوائیِ ملل متحد (UN IPCC) مراحل گزارش را بسیار زشت دستکاری کرده است. آنها از متد علمیِ گزارش دهی پیروی نکرده اند و اطلاعات را بنابر نیاز خود تغییر داده اند تا با نتایج از قبل مشخص شده سازگار باشد. در علوم تجربی هیچ کس حق ندارد اول نتایج را بنویسد، سپس با تحریف اطلاعات برای حمایت از الگوهای غیر واقعی، نظریه ی خود را از دل اطلاعات بیرون بکشد، با چشم پوشی از نظریاتی که با نتایج از قبل تعیین شده ی خود سازگاری ندارد.

8- جمعیت خرسهای قطبی در معرض خطر نیست. در حقیقت جمعیت فعلی آنها سالم و در اوج فراوانیِ تاریخی خود هستند. فشار برای لیست کردن به عنوان «در معرض خطر بودن» یک تلاش برای سود سیاسی کنترل محل سکونت آنها، مخصوصاً برای بدست آوردن میادین نفتی زمینهای شمالی است.

9- هیچ دلیل ثابت شده ای مبنی بر رابطه ی بین طوفانها یا گردبادها با گرمای جهانی نیست. این ها صرفا یک حدس بوده و با اصول علمی کاملا غیر قابل اثبات است.

10- مشاهده ی عقب نشینی یخبندان، در مناطق انتخاب شده، از صدها سال پیش شروع شده است و نشان می دهد که هیچ ارتباط جدی و خطرناکی با تغییر کوتاه مدت ناگهانی درجه ی گرمای جهانی ندارد.

The Great Global Warming Hoax

 The "Greenhouse Effect" is a natural and valuable phenomenon, without which, the planet would be uninhabitable

 CO2 is not a significant greenhouse gas; 95% of the contribution is due to Water Vapor

  Man's contribution to Greenhouse Gasses is relatively insignificant.  We didn't cause the recent Global Warming and we cannot stop it

  Solar Activity appears to be the principal driver for Climate Change, accompanied by complex ocean currents which distribute the heat and control local weather systems

 CO2 is a useful trace gas in the atmosphere, and the planet would actually benefit by having more, not less of it, because it is not a driver for Global Warming and would enrich our vegetation, yielding better crops to feed the expanding population

 Nothing happening in the climate today is particularly unusual, and in fact has happened many times in the past and will likely happen again in the future

 The UN IPCC has corrupted the "reporting process" so badly, it makes the oil-for-food scandal look like someone stole some kid's lunch money.  They do not follow the Scientific Method, and modify the science as needed to fit their predetermined conclusions.  In empirical science, one does NOT write the conclusion first, then solicit "opinion" on the report, ignoring any opinion which does not fit their predetermined conclusion while falsifying data to support unrealistic models

  Polar Bear populations are not endangered, in fact current populations are healthy and at almost historic highs.  The push to list them as endangered is an effort to gain political control of their habitat... particularly the North Slope oil fields

 There is no demonstrated causal relationship between hurricanes and/or tornadoes and global warming.  This is sheer conjecture totally unsupported by any material science

  Observed glacial retreats in certain select areas have been going on for hundreds of years, and show no serious correlation to short-term swings in global temperatures

ادامه دارد 

آیا رهبر یک شبه مجتهد یا مرجع شدند؟


معظم له در سن 14 سالگي دروس حوزوي را در مشهد شروع و ادبيات عرب را در مدرسه سلمان خان به پايان رسانيد. و شرايع را هم نزد پدر بزرگوارشان و دروس سطح را در مدرسه نواب به پايان رساند. در سن 16 سالگي در درس خارج مرحوم ميلاني شركت مي كرد چون از استعداد خاصي برخوردار بود لذا كم نظير بود كه جواني در سن 16 سالگي بتواند در درس خارج شركت نمايد. معظم له تا سال 1337 در مشهد علاوه بر تحصيل به تدريس صرف و نحو، فقه و اصول مشغول بودند.

در سال 1337 تا 1343 در قم اشتغال به تحصيل و تدريس داشتند و در محضر اساتيدي چون آيات عظام ميرزا احمد مدرس يزدي، آيت الله حاج شيخ هاشم قزويني و ميرزا جواد اقا تهراني و مرحوم امام و آيت الله بروجردي و آيت الله حاج شيخ مرتضي حائري بهره مي جستند. مدتي هم در نجف اقامت داشتند و در دروس خارج آيت الله حكيم, خويي و شاهرودي و ميرزا باقر زنجاني, ميرزا حسن يزدي و ... شركت مي كردند.

حضرت آيت الله فاضل لنکراني مي فرمايد ايشان ( مقام معظم رهبري) اهل نظر و اجتهاد هستند. 20 سال پيش (قبل از انقلاب) وقتي در مشهد، در مسجد گوهرشاد با ايشان برخورد كردم. آن موقع ايشان از مدرسين محترم مشهد بودند. پرسيدم چه چيزي تدريس مي كنيد مي فرمودند مكاسب از مهم ترين و مشكل ترين كتب علمي ماست. به نظر من ايشان (مقام رهبري) يك فقيه و يك مجتهد است به نظر من كسي كه در سالهاي طولاني در جهان سياست، اساتيدي چون امام امت داشته و خودش داراي استعداد سرشار است چنين فردي داري مقامات بلند از درك سياسي است. روزنامه رسالت، 22/3/68

 
آيت الله اميني مي فرمايد: حضرت آيت الله خامنه اي _ دامت بركاته _ در فقاهت و اجتهاد به مرتبه اي است كه براي تصدي مقام ولايت و رهبري، صلاحيت كامل دارد. درر الفوائد في اجوبه القائد، ص 19

 
آيت الله مؤمن مي فرمايد: هنگام راي گيري در مجلس خبرگان براي رهبري حضرت آيت الله خامنه اي اجتهاد معظم له با قيام هيأت شرعيه نزد اين جانب ثابت بود؛ ولي بعدا به واسطه حضور در جلسات مباحثه فقهي، شخصا به اجتهاد ايشان پي بردم و اكنون شهادت مي دهم كه معظم له، مجتهدي عادل و جامع الشرايط مي باشد. پيشين، ص 21.


آيت الله يوسف صانعي مي فرمايد: آيت الله خامنه اي، نه تنها مجتهد مسلم مي باشد، بلكه فقيه جامع الشرايط واجب الاتباع مي باشد.پيشين، ص 17.


آيت الله جوادي آملي مي فرمايد: اجتهاد و عدالت حضرت آيت الله جناب آقاي حاج سيد علي خامنه اي _ دامت بركاته _ مورد تاييد مي باشد. لازم است امت اسلامي _ ايديهم الله _ در تقويت رهبري معظم له در بذل نفس نفيس، در هيچ گونه نثار و ايثار دريغ نفرماييد. پيشين، ص 19.


بنا بر اين مقام معظم رهبري پس از سال‌ها تدريس و تحقيق در متون ديني به مقام مرجعيت نيز دست يافتند. در اين باره جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه مركب از ده‏ها مجتهد مطلق و چندين مرجع تقليد مي‏باشد حضرت آيت‌الله خامنه‏اي، را به مرجعيت پذيرفتند. اعلاميه جامعه مدرسين به اين معناست كه حداقل شانزده نفر از مجتهدان و خبرگان ايشان را مرجع تقليد جامع‌الشرايط مي‏دانند.
هم چنين در هنگام تصدي ولايت امر پس از رحلت امام خميني(ره)، آيت‌الله‌العظمي اراكي(ره) و آيت‌الله‌العظمي گلپايگاني(ره) اجتهاد ايشان را تاييد كردند.

معظم‏له به دلايلى از جمله احترام به ساير مراجع ديگر، حضور مراجع عاليقدر در حوزه علميه قم و پاسخگو بودن به نيازهاى داخل كشور، مسؤوليت عظيم رهبرى و...، از انتشار توضيح‏المسائل در داخل خوددارى نمودند. البته اين بدين معنا نيست كه ايشان تنها مرجع تقليد خارج از كشور هستند و نمي توان در داخل از ايشان تقليد نمود. هماكنون افراد فراواني در داخل كشور از ايشان تقليد مي كنند و اشكالي ندارد.
معظم‏له خود در اين زمينه چنين مى‏فرمايند: «... ملت عزيز، عزيزان من، آقايان محترم و بزرگانى كه از گوشه و كنار، گاهى به بنده پيغام مى‏دهند كه رساله بدهيد. بار فعلى من خيلى سنگين است. بار رهبرى نظام اسلامى و مسؤوليت‏هاى عظيم دنيايى، مثل بار چند مرجعيت است.... الان ضرورتى نيست... آن جايى كه ناچار باشم؛ يعنى ضرورى باشد، حرفى نداشتم كه بار اين جورى را هم به دوش خودم بگذارم... اين همه مجتهدين بحمدالله هستند... و البته خارج از ايران، حكم ديگرى دارد. بار آن‏ها را من قبول مى‏كنم چرا؟ به خاطر اين كه آن بار را اگر من برندارم، ضايع خواهد شد. آقايان امروز بحمدالله در اين جا هستند و به عقيده‏ى من كافى هستند و كفايت لازم، بلكه فوق اندازه‏ى ضرورى را هم امروز در قم مى‏بينيم و...»روزنامه جمهورى اسلامى، 24/9/73
 
بنابراين مي‌توان گفت، آيت‌الله خامنه‌اي يك فقيه و مجتهد عادل و جامع‌الشرايط مي‌باشند که اين مراتب علمي را در طي دوراني طولاني چه قبل و چه بعد از انقلاب به دست آورده‌اند و اين امر مورد تصديق بسياري از اهل علم و اجتهاد بوده و هست. سابقه تحصيلاتي ايشان در حوزه‌هاي علميه مشهد، قم و نجف و شرکت در درس اساتيد بزرگواري در اين سه حوزه نشان‌گر اين مطلب است. نکته‌اي که در پايان لازم است به آن اشاره شود اين‌که، مقام معظم رهبري هنگام انتخاب شدن به رهبري به عنوان مرجع مطرح نشدند، بلکه تنها به عنوان مجتهد جامع‌الشرايط و آگاه به مسائل و زمان، مطرح بودند.
اما پس از گذشت چندين سال و حائز شدن شرايط مرجعيت، ايشان توسط جامعه مدرسين حوزه علميه قم، که مرکب از برجسته‌ترين علماي مجتهد حوزه مي‌باشد، به عنوان مرجع تقليد معرفي شدند. بنابراين مي‌توان مشاهده کرد که در مقام علمي و فقهي ايشان هيچ‌گونه شبهه و اشکالي جاري نيست، مقام سياسي و عملکرد سياسي اجتماعي ايشان نيز که طي ساليان اخير براي هر آگاه منصفي روشن بوده نياز به بيان ندارد.
شايد بسياري از شبهاتي که همواره و خصوصاً در زمان کنوني در اين زمينه ترويج مي شود به اين جهت باشد که ايشان در مقام خود درايت و کارآمدي فوق‌العاده‌اي داشته مانع به ثمر رسيدن اهداف شوم دشمنان بوده‌اند، از اين رو سيل اتهامات و ايرادات را نسبت به ايشان وارد مي‌کنند.

سلام علی ...

سلام علی قلب زینب الصبور

قربان کسی که ابراهیم را فدای او کردم

 

مقوقس پادشاه مصر در سال هفتم قمری به همراه پاسخ نامه پیامبر(ص)، كنیزی به نام «ماریه» را برای آن حضرت ارسال نمود. این كنیز كه به همسری پیامبراكرم(ص) افتخار یافت، در سال هشتم قمری، فرزندی پسر برای آن حضرت به ارمغان آورد. پیامبر(ص) نام مولود خویش را ابراهیم گذاشت و وی را بسیار دوست می داشت. اما این كودك خردسال و محبوب پیامبر(ص)، عمر چندانی نكرد و در كمتر از دو سالگی وفات یافت. وی به مدت یك سال و ده ماه و هشت روز و به روایتی دیگر، یكسال و شش ماه و چند روز زندگی كرد و سپس بیمار شد و در همان بیماری، در 18 رجب سال دهم قمری بدرود حیات گفت.

لطفا به این روایت توجه فرمائید:

ابن عباس می گوید: خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم. امام حسین علیه السلام روی زانوی راست و ابراهیم روی زانوی چپ حضرت نشسته بودند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گاهی حسین و گاهی ابراهیم را می بوسید. به ایشان حالت نزول وحی دست داد و پس از آن فرمودند: «جبرئیل بعد از ابلاغ سلام پروردگار گفت: خدا می فرماید، این دو فرزند را برای شما باقی نمی گذارم، باید یکی را فدای دیگری نمایی.» پیامبر صلی الله علیه و آله به ابراهیم نظر کرد و گریست و فرمود: «اگر ابراهیم بمیرد فقط من محزون می شوم، امام اگر حسین بمیرد غیر از من فاطمه و علی نیز محزون می شوند و من اندوه خود را بر حزن فاطمه و علی ترجیح می دهم.» یا جبرئیل! ابراهیم را فدای حسین کردم (ابراهیم پس از سه روز بیماری وفات کرد) .»

از این پس هرگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امام حسین را به سینه می چسبانید و می بوسید و می فرمود: قربان کسی که ابراهیم را فدای او کردم.

این روایت از کتب اهل سنت روایت شده است، و در کتابهای زیر آمده است:

به ادامه مطلب بروید 

 

ادامه نوشته