امام حسینِ زمان؛ امامِ زمان علیهما السلام ـ قسمت هشتم
بسم الله الرحمن الرحیم
امام حسینِ زمان؛ امامِ زمان علیهما السلام ـ قسمت هشتمادامه¬ی عبرت از حوادث گذشته
...ادامه ی بیعت کنندگان با امام حسن علیه السلام
وضعیت دوران خلافت امام حسن علیه السلام به نحوی بود که امام مجبور شد برای حفظ مسلمانان از ادامه ی جنگ با معاویه خودداری کند و چهره ی نفاق معاویه را به روش دیگری آشکار کند.
نبود نیروهای وفادار کافی برای ادامه ی مبارزه، خیانت بعضی از بزرگان لشکر و پیوستن به معاویه، رشوه گرفتن بعضی از نیروها از جاسوسان معاویه در لشکر امام، ساده لوحی بسیاری از لشکریان در شناخت امثال معاویه و عوامل پنهان و آشکار دیگر، این وضعیت را بحرانی تر می کرد.
بالأخره امام علیه السلام با اینکه تا مدائن برای جنگ رفته بود، ولی در دل اندیشه ی دیگری داشت. او می دانست که اگر بجنگد، توسط همین لشکریانِ خود که سر در آخورِ رشوه های معاویه داشتند، کشته خواهد شد و آن¬گاه معاویه به خونخواهی او باز به جان مسلمانان و شیعیان خواهد افتاد.
گروهی از لشکریان امام که زمزمه ی صلح را از او شنیدند، به خیمه ی او هجوم آوردند. (اگرچه لَئورا وِچّا وَلییِری (Laura Veccia Vaglieri) شرقشناس ایتالیائی، نوشته است: گروهی که به شدت حامی سیاستهای علی بودند، طی یک عمل خشونت آمیز به خیمه ی حسن هجوم برده و آن را غارت کرده و قالی اش را زیر پایش بیرون کشیدند» (Veccia Vaglieri, Laura (1986). "Hasan b. Ali". Encyclopaedia of Islam) اما این فهم غلطی است که او از حادثه داشته است. آنان به شدت حامی سیاست های علی نبودند، بلکه هدف آن ها از جنگ، رسیدن به غنائم بود و اکنون که امام بنا به اقتضای شرائط، صلح می کرد، آنان خیمه و اموال امام خویش را به عنوان غنیمت به غارت بردند! این اخلاق عربِ آن روز در جنگ بود. زمانی که امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ جمل پیروز شد، لشکریان علی به دنبال غارت اموال اصحاب جمل بودند. امام به آنان هشدار داد که در جنگ داخلی مسلمانان، اموالِ گروه شکست خورده به عنوان غنیمت اخذ نمی شود. لشکریان قبول نکردند (چون برای غنیمت به جنگ آمده بودند) و گفته ی خود را تکرار کردند. امام با کنایه ای طعنه آمیز به آنان گفت: به من بگوئید عائشه سهم کدام یک از شما خواهد بود؟)
بعضی از یاران امام حسن علیه السلام به او حمله کردند و قصد جان او را داشتند. امام در «ساباط» توسط فردی از بازماندگان خوارج زخمی شد و ایشان را به خانه ی «سعد بن مسعود ثقفی»، عموی مختار ثقفی که بعدها انتقام قاتلان امام حسین علیه السلام را به عهده گرفت، انتقال دادند.
نوشته اند (و بعید هم نیست که صحیح باشد): مختار به عمویش که از طرف امام حاکم مدائن بود، پنهانی گفت: «حسن را به معاویه بسپار و هر چه می خواهی از معاویه دریافت کن!» (تاریخ تحلیلی اسلام، مرحوم شهیدی، ص 159 به نقل از تاریخ طبری، ج۷، ص۲ و تاریخ ابناثیر، ج۳، ص۴۰۴)
...إن شاءالله ادامه دارد...
امام حسینِ زمان؛ امامِ زمان علیهما السلام ـ قسمت هشتمادامه¬ی عبرت از حوادث گذشته
...ادامه ی بیعت کنندگان با امام حسن علیه السلام
وضعیت دوران خلافت امام حسن علیه السلام به نحوی بود که امام مجبور شد برای حفظ مسلمانان از ادامه ی جنگ با معاویه خودداری کند و چهره ی نفاق معاویه را به روش دیگری آشکار کند.
نبود نیروهای وفادار کافی برای ادامه ی مبارزه، خیانت بعضی از بزرگان لشکر و پیوستن به معاویه، رشوه گرفتن بعضی از نیروها از جاسوسان معاویه در لشکر امام، ساده لوحی بسیاری از لشکریان در شناخت امثال معاویه و عوامل پنهان و آشکار دیگر، این وضعیت را بحرانی تر می کرد.
بالأخره امام علیه السلام با اینکه تا مدائن برای جنگ رفته بود، ولی در دل اندیشه ی دیگری داشت. او می دانست که اگر بجنگد، توسط همین لشکریانِ خود که سر در آخورِ رشوه های معاویه داشتند، کشته خواهد شد و آن¬گاه معاویه به خونخواهی او باز به جان مسلمانان و شیعیان خواهد افتاد.
گروهی از لشکریان امام که زمزمه ی صلح را از او شنیدند، به خیمه ی او هجوم آوردند. (اگرچه لَئورا وِچّا وَلییِری (Laura Veccia Vaglieri) شرقشناس ایتالیائی، نوشته است: گروهی که به شدت حامی سیاستهای علی بودند، طی یک عمل خشونت آمیز به خیمه ی حسن هجوم برده و آن را غارت کرده و قالی اش را زیر پایش بیرون کشیدند» (Veccia Vaglieri, Laura (1986). "Hasan b. Ali". Encyclopaedia of Islam) اما این فهم غلطی است که او از حادثه داشته است. آنان به شدت حامی سیاست های علی نبودند، بلکه هدف آن ها از جنگ، رسیدن به غنائم بود و اکنون که امام بنا به اقتضای شرائط، صلح می کرد، آنان خیمه و اموال امام خویش را به عنوان غنیمت به غارت بردند! این اخلاق عربِ آن روز در جنگ بود. زمانی که امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ جمل پیروز شد، لشکریان علی به دنبال غارت اموال اصحاب جمل بودند. امام به آنان هشدار داد که در جنگ داخلی مسلمانان، اموالِ گروه شکست خورده به عنوان غنیمت اخذ نمی شود. لشکریان قبول نکردند (چون برای غنیمت به جنگ آمده بودند) و گفته ی خود را تکرار کردند. امام با کنایه ای طعنه آمیز به آنان گفت: به من بگوئید عائشه سهم کدام یک از شما خواهد بود؟)
بعضی از یاران امام حسن علیه السلام به او حمله کردند و قصد جان او را داشتند. امام در «ساباط» توسط فردی از بازماندگان خوارج زخمی شد و ایشان را به خانه ی «سعد بن مسعود ثقفی»، عموی مختار ثقفی که بعدها انتقام قاتلان امام حسین علیه السلام را به عهده گرفت، انتقال دادند.
نوشته اند (و بعید هم نیست که صحیح باشد): مختار به عمویش که از طرف امام حاکم مدائن بود، پنهانی گفت: «حسن را به معاویه بسپار و هر چه می خواهی از معاویه دریافت کن!» (تاریخ تحلیلی اسلام، مرحوم شهیدی، ص 159 به نقل از تاریخ طبری، ج۷، ص۲ و تاریخ ابناثیر، ج۳، ص۴۰۴)
...إن شاءالله ادامه دارد...
به کانال تلگرام اینجانب بپیوندید و مطالب بیشتر را بخوانید:
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۸/۱۲ ساعت 18:44 توسط محمد
|
صفائی ندارد ارسطو شدن