در هر عاشقی علاماتی است که او را از افراد دیگر که زندگی سرد
و خمود و یکنواختی دارند، جدا می کند.
ذکر این علامات که آنها را در دعاها و مناجاتهای
معصومین علیهماالصلاة والسلام می توان یافت
تصویر روشنی از جهان بینی و ایدئولوژیِ
یک عاشق عارف را به ما نشان می دهد.
توجّه به این نکته ضروری است که این علامات
با درجه ی قوّت و ضعفِ متفاوت به معرفت عاشق بستگی دارند؛
لذا بعضی از این علامات را می توان علامات مطلقِ عُشّاق دانست،
نه فقط علاماتِ عاشقِ عارف. عاشق؛
1-مشتاق نظر به جمال معشوق است:
إِلَهي لا تَحْجُبْ مُشْتَاقِيكَ عَنِ النَّظَرِ إِلَى جَمِيلِ رُؤْيَتِكَ.
خداوندا! مشتاقانت را از ديدار زيبايت محروم نفرما
2-آرزوی قرب معشوق را دارد:
اللَّهُمَّ أَوْرِدْنَا حِيَاضَ حُبِّكَ وَ أَذِقْنَا حَلاوَةَ وُدِّكَ وَ قُرْبِك.
پروردگارا! ما را به بركه هاي عشقت رهنمون ساز و شيريني محبت
و لقائت را به ما بچشان
3-همیشه در مناجات با معشوق و قلبش مملوّ از عشق به اوست:
إِلَهِي وَ أَلْحِقْنَا بِعِبَادِكَ الَّذِينَ بَابَكَ عَلَى الدَّوَامِ يَطْرُقُونَ الَّذِينَ مَلَأْتَ لَهُمْ
ضَمَائِرَهُمْ مِنْ حُبِّكَ.
خداوندا! ما را به بندگانت كه مدام باب رحمتت را مي كوبند،
ملحق گردان. آن كساني كه درونشان از عشق تو لبريز است.
4-طالب لقاء و وصل و رضا و رؤیت معشوق است:
لِقَاؤُكَ قُرَّةُ عَيْنِي وَ وَصْلُكَ مُنَى نَفْسِي وَ إِلَيْكَ شَوْقِي
وَ فِي مَحَبَّتِكَ وَلَهِي وَ إِلَى هَوَاكَ صَبَابَتِي وَ رِضَاكَ بُغْيَتِي
وَ رُؤْيَتُكَ حَاجَتِي وَ جِوَارُكَ طَلَبِي وَ قُرْبُكَ غَايَةُ سُؤْلِي
وَ فِي مُنَاجَاتِكَ رَوْحِي وَ رَاحَتِي.
لقاي تو نور چشم من است و وصل تو آرزوي من. كبوتر شوقم
به سوي تو پرواز مي كند. در محبت توحيرانم و دلدادگي ام در هواي توست.
رضايت تو آرزوي من است و ديدار تو نياز من.
جوار تو مطلوب من است و قرب تو نهايت درخواستم
و در مناجات توست شادماني و راحتي من.
5-ریشه ی شوق به معشوق در دل او نفوذ کرده است:
إِلَهِي فَاجْعَلْنَا مِنَ الَّذِينَ تَرَسَّخَتْ [تَوَشَّجَتْ] أَشْجَارُ الشَّوْقِ
إِلَيْكَ فِي حَدَائِقِ صُدُورِهِمْ وَ أَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجَامِعِ قُلُوبِهِمْ.
خداوندا!
ما را از كساني قرار بده كه درختان اشتياق به سوي تو در باغچه هاي
دل آنها رسوخ كرده و سوز محبتت سراسر قلبشان را فرا گرفته است.
6-شیرین ترین شرابش، شراب وصال معشوق است:
مَا أَطْيَبَ طَعْمَ حُبِّكَ وَ مَا أَعْذَبَ شِرْبَ قُرْبِك.
چه شيرين است مزه ي عشقت و چه گواراست شراب قربت.
7-دائماً و در همه جا به یاد معشوق است:
إِلَهِي فَأَلْهِمْنَا ذِكْرَكَ فِي الْخَلاءِ وَ الْمَلاءِ وَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ
وَ الْإِعْلانِ وَ الْإِسْرَارِ وَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاء.
خداوندا!
يادت را در پنهان و آشكار و ليل و نهار و اعلان و اسرار و در آساني
و سختي به ما الهام كن.
8-در فراق معشوق ناشکیب است:
فَهَبْنِي يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلايَ وَ رَبِّي صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ
فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِك.
اي خداي من و آقاي من و مولاي من و پروردگار من!
گيرم كه عذابت را تحمل كنم، چگونه بر فراقت صبر نمايم.
9-همه جا گویا به عشق معشوق است:
إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّك.
اگر مرا در آتش فرستادي،
به همه ي دوزخيان خواهم گفت كه من تو را دوست دارم
10-در آرزوی کمال انقطاع از غیر و دوام وصال با معشوق است:
إِلهِي هَبْ لِي كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَيْك.
خداوندا! كمال انقطاع به سوي خودت را به من موهبت فرما.
11-عاشقِ هرکه را و هرچه را که با معشوق ارتباطی دارد، است:
أَسْأَلُكَ حُبَّكَ وَ حُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَ حُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنِي
إِلَى قُرْبِكَ وَ أَنْ تَجْعَلَكَ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا سِوَاك.
از تو محبتت را و محبت كساني كه دوستت دارند
و محبت هر كاري كه مرا به قربت مي رساند و تو را محبوبترين فرد
در نزد من قرار دهد، درخواست مي كنم.
12-طالبِ هرچه بیشترِ عشقِ معشوق است:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَمْلَأَ قَلْبِي حُبّا لَك.
خداوندا! از تو درخواست دارم كه قلبم را لبريز عشقت كني.
13-هیچ چیزی به جز وصال و لقاء دیدار روی معشوق آرامش نمی کند:
غُلَّتِي لا يُبَرِّدُهَا إِلا وَصْلُكَ وَ لَوْعَتِي لا يُطْفِيهَا إِلا لِقَاؤُكَ وَ شَوْقِي
إِلَيْكَ لا يَبُلُّهُ إِلا النَّظَرُ إِلَى وَجْهِكَ وَ قَرَارِي لا يَقِرُّ دُونَ دُنُوِّي مِنْكَ
وَ لَهْفَتِي لا يَرُدُّهَا إِلا رَوْحُك.
سوز دلم را جز وصل تو فرو ننشاند
و شعله درونم را جز لقاء تو خاموش نسازد
و بر آتش اشتیاقم را چيزي جز نظر به وجهت فرو ننشاند.
قرارى ندارم جز در قرب تو و حسرت و افسوسم
را جز نسیم جانبخش رحمتت باز ندارد.